مدیتیشن فعالیت مغز را تغییر میدهد
بر اساس یک مطالعه نوآورانه که در مجله Neuroscience of Consciousness منتشر شده، مدیتیشن نه تنها آرامش ذهنی ایجاد میکند، بلکه به طور فیزیکی دینامیک مغز را بازسازی مینماید. این تغییرات عصبی شباهت قابل توجهی به اثرات برخی مواد روانگردان در افزایش اتصالات عصبی دارد.
روش تحقیق پیشرفته: از اسکن مغزی تا یادگیری ماشینی
تیم تحقیقاتی به رهبری آنالیزا پاسکارلا از شورای ملی تحقیقات ایتالیا، با استفاده از مگنتوانسفالوگرافی (MEG) و الگوریتمهای یادگیری ماشینی، فعالیت مغز ۱۲ راهب بودایی تراوادا را تحلیل کردند. این راهبان با میانگین بیش از ۱۵ هزار ساعت تجربه مراقبه، نمونهای ایدهآل برای مطالعه عمیق تأثیرات مدیتیشن ارائه دادند.
مقایسه دو تکنیک کلیدی مراقبه
۱. ساماتا (تمرکز متمرکز)
- مکانیسم: محدود کردن توجه بر یک نقطه (مانند تنفس)
- تأثیر مغزی: ایجاد حالت پایدار و متمرکز
- کاربرد: تقویت تمرکز عمیق و پایداری ذهنی
۲. ویپاسانا (ذهنآگاهی باز)
- مکانیسم: گسترش آگاهی به تمام تجربیات حال حاضر بدون قضاوت
- تأثیر مغزی: نزدیکتر کردن مغز به “حالت بهینه”
- کاربرد: دستیابی به تعادل بین ثبات و انعطافپذیری عصبی

کشف کلیدی: دستیابی به “حالت بهینه مغز”
کریم جربی، دانشمند علوم اعصاب دانشگاه مونترال و نویسنده ارشد مطالعه، توضیح میدهد:
“در نقطه بهینه، شبکههای عصبی به اندازهای پایدار هستند که اطلاعات را به طور قابل اطمینان انتقال دهند و همزمان به اندازهای انعطافپذیر هستند که با موقعیتهای جدید سریعاً سازگار شوند. این تعادل، پردازش، یادگیری و پاسخدهی مغز را به اوج میرساند.”
یافتههای پارادوکسیکال و هشدارها
- کاهش نوسانات گاما: برخلاف مطالعات پیشین، این تحقیق کاهش فعالیت گاما را نشان داد که حاکی از تغییر تمرکز از محرکهای خارجی به آگاهی درونی است.
- تأثیر تجربه: راهبان باتجربهتر تفاوت کمتری بین حالت مراقبه و استراحت نشان دادند، که نشاندهنده درونیشدن پایدار حالت مراقبه در آنان است.
- جنبه تاریک مدیتیشن: برخی گزارشها حاکی از تجربیات منفی مانند اضطراب، افسردگی، توهم یا ترس در طول مراقبههای طولانیمدت است که نیاز به توجه علمی بیشتری دارد.
پیامدهای پزشکی و آینده پژوهشی
این یافتهها مسیرهای جدیدی برای بهرهگیری درمانی از مدیتیشن میگشاید، از جمله:
- کمک به درمان اختلالات توجه و اضطراب
- بهینهسازی عملکرد شناختی در افراد سالم
- توسعه پروتکلهای شخصیسازیشده مراقبه
با این حال، محققان تأکید میکنند که مدیتیشن مسیر خطی و سادهای به سوی روشنبینی نیست و اثرات آن پیچیده و چندبعدی است. مطالعات آینده با نمونههای بزرگتر و متنوعتر میتوانند درک جامعتری از این پدیده ارائه دهند.
این تحقیق گامی مهم در ترسیم نقشه عصبی مراقبه است و نشان میدهد که این تمرین باستانی چگونه میتواند سختافزار مغز ما را برای دستیابی به عملکرد شناختی متعالی بازآرایی کند.
